|
من واقعا نمی دونم با چه زبون و چه صحبتی از محبت شما دوستان تشکر کنم.من کم آوردم ولی فقط میگم دوستون دارم و همیشه تو قلب من جا دارید.
امروز می خوام یه شعر بسیار زیبا و دلنشین از کسی که بعضی ها بهش می گن تک ستاره ی شعر نو یعنی فروغ فرخزاد بزارم : اندوه پرست کاش چون پاییز بودم،کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد آفتاب دیدگانم سرد می شد آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشک هایم همچون باران دامنم را رنگ می زد وه...چه زیبا بود اگر پاییز بودم وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم شاعری در چشم من می خواند...شعری آسمانی در کنارم قلب عاشق شعله می زد در شرار آتش دردی نهانی نغمه ی من... همچو آواز نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دل های خسته پیش رویم: چهره ی تلخ زمستان جوانی. پشت سر: منزلگه اندوه و درد و بدگمانی کاش چون پاییز بودم،کاش چون پاییز بودم نظر یادتون نره + نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 10:47 قبل از ظهر توسط ساغر |
اولا به خاطر این همه لطف و محبتی که به من داشتید و نظر های فوق العاده ای که به من دادید واقعا از همتون تشکر می کنم.
ثانیا به خاطر ابراز علاقه ی شما یک شعر فوق العاده زیبا و عاشقانه از استاد احمد شاملو براتون می زارم: عاشقانه آن که می گوید دوستت دارم خنیاگر غمگینی است که آوازش را از دست داده است. ای کاش عشق را زبان سخن بود هزار کاکلی شاد در چشمان توست هزار قناری خاموش در گلوی من. عشق را ای کاش زبان سخن بود آنکه می گوید دوستت دارم دل اندوهگین شبی است که مهتابش را می جوید ای کاش عشق را زبان سخن بود هزار آفتاب خندان در خرم توست هزار ستاره ی گریان در تمنای من. عشق را ای کاش زبان سخن بود نظر یادتون نره + نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387 10:17 قبل از ظهر توسط ساغر |
عشق تنها چیزی است که با گمشدن از دست نمی رود. "ریچارد هس"
اگر در زندگی عشق نداری، یعنی هیچ نداری. "حسین رحمت نژاد" تنها وظیفه ی انسان عشق ورزیدن است. " آلبر کامو" آموزش عشق،در لحظه ای آغاز،و در ابدیت خاتمه می یابد. "دیپاک چوپرا" عشق همه چیز است،اگر نباشد هیچ چیز وجود ندارد. "حسین بهزاد" عشق کور است، و عشاق کارهای احمقانه را نمی توانند ببینند. "کریستوفر مارلو" عشق ،زیبا ترین هدیه ی طبیعت است. "فرانسواماری ولتر" انسان عاشق می تواند دنیا را تغییر دهد. "باری نیل کافمن" عشق خطری است در کمین تنها ترین کس. "فردریش نیچه" هر چه دانستم ،فقط از دولت عشق بود. "لئو تولستوی" نظر یادتون نره + نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387 4:51 بعد از ظهر توسط ساغر |
زندگی نامه : او در فروردین ۱۳۲۱ در سفر خانواده اش در دزفول به دنیا آمد،در تهران بزرگ شد و اینک در بندر عباس زندگی می کند. به دلیل شرایط خانواده و زندگی،از هفت سالگی کارگر چاپخانه ها بوده است و به گفته ی خودش اگر آموخته هایی دارد از مدرسه است و دیگر هیچ. در سال ۱۳۳۰ ( یعنی ۹ سالگی)اولین شعر او در مجله ی روشنفکر به چاپ رسید . آثار ایشان عبارتند از : باغ لال - در بی وزنی - عامیانه ها - گیسو،کلاه،کفتر(شعر کودک) - گاهی دلم برای خودم تنگ می شود - غزل - شاعر شنیدنی ست - گزینه ی نیستان - امانم بده (ترانه ها) - این خانه واژه های نسوزی دارد. شعری از استاد : "این غزل ها همه جان پاره ی دنیای من اند" پیش از آنی که به یک شعله بسوزانمشان باز هم گوش سپردم به صدای غمشان هر غزل گرچه خود از دردی و داغی می سوخت دیدنی داشت ولی سوختن باهمشان گفتی از خسته ترین حنجره ها می آمد بغضشان شیونشان ضجه ی زیر و بمشان نه شنیدی و مباد آن که بینی روزی ماتمی را که به جان داشتم از ماتمشان زخم ها خیره تر از چشم ترا می جستند تو نبودی که به حرفی بزنی مرهمشان این غزل ها همه جان پاره ی دنیای من اند لیک با این همه از بهر تو می خواهمشان گر ندارند زبانی که ترا شاد کنند بی صدا باد دگر زمزمه ی مبهمشان فکر نفرین به تو در ذهن غزل هایم بود که دگر تاب نیاوردم و سوزاندمشان نظر یاتون نره + نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387 3:7 بعد از ظهر توسط ساغر |
شعر گل باغ آشنایی رو من خیلی دوستش دارم .امیدوارم شما هم ازش خوشتون بیاد و لذت ببرید :
گل باغ آشنایی گل من،پرنده یی باش و به باغ باد بگذر. مه من،شکوفه یی باش و به دشت آب بنشین. گل باغ آشنایی،گل من،کجا شکفتی که نه سرو می شناسد نه چمن سراغ دارد؟ نه کبوتری که پیغام تو آورد به بامی نه به دست مست بادی خط آبی پیامی. نه بنفشه یی، نه جویی. نه نسیم گفت و گویی. نه کبوتران پیغام نه باغ های روشن گل من،میان گل های کدام دشت خفتی به کدام خواندی به کدام راه رفتی؟ گل من تو راز ما را به کدام دیو گفتی؟ که بریده ریشه ی مهر،شکسته ی شیشه ی دل. منم این گیاه تنها به گلی امید بسته همه شاخه ها شکسته. به امید ها نشستیم و به یاد ها شکفتیم. در آن سیاه منزل به هزار وعده ماندیم. به یک فریب خفتیم..... "م. آزاد" + نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387 11:10 قبل از ظهر توسط ساغر |
شعر زیر از شاعر بسیار خوش ذوق معاصر یعنی مهدی اخوان ثالث است: دریچه ها ما چون دو دریچه رو به روی هم آگاه ز هر بگو مگوی هم هر روز سلام و پرسش و خنده، هر روز قرار روز آینده، عمر آینه ی بهشت ، اما....آه بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه ، اکنون دل من شکسته و خسته ست ، زیرا یکی از دریچه ها بسته ست ، نه مهر فسون ، نه ماه جادو کرد ، نفرین به سفر ، که هر چه کرد او کرد "مهدی اخوان ثالث" + نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387 10:18 قبل از ظهر توسط ساغر |
الان یه شعر براتون می زارم که همتون اونو با صدای مرحوم فرهاد شنیدین. این شعر ، شاعر بسیار توانمندی داره .ضمنا توی نظر سنجی سمت چپ درباره ی قالب های اشعار شرکت کنید.امیدوارم لذت ببرید: "وحدت" والا پیامدار محمد(ص) گفتی که یک دیار هرگز نه ظلم و جور نمی ماند بر پا و استوار آنگاه، تمثیل وار کشیدی عبای وحدت، بر سر پاکان روزگار
در تنگ پر تبرک آن نازنین عبا دیرینه ای محمد (ص) جا هست بیش و کم آزاده را که تیغ کشیده ست بر ستم!؟ "سیاوش کسرایی" + نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387 10:50 بعد از ظهر توسط ساغر |
چند عکس زیبا :( در مسابقه ی پست پایین شرکت کنید)
یادتون نره، تو مسابقه ی پایین شرکت کنید .
+ نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387 8:41 بعد از ظهر توسط ساغر |
از این به بعد هر از چند گاهی مسابقه ای در وبلاگ تدارک دیده خواهد شد، به این صورت که من یک شعر در یکی از پست ها قرار می دهم و شما باید حدس بزنید که شاعر این شعر کیست و جواب های خود را در بخش نظرات قرار می دهید. امیدوارم از این ایده استقبال کنید. برای شروع من یک دو بیتی قرار می دهم ، شما شاعر آن را حدس بزنید : سرمست شدم از هوس آن مستان از دست شدم از ظفر آن دستان بیزار شدم ز عقل و دیوانه شدم تا درکشدم عشق به بیمارستان + نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387 7:49 بعد از ظهر توسط ساغر |
پس از وقفه ی یک ماهه و دوری از دوستان و وبلاگ و پشت سر گذاشتن روز های بسیار سخت و طاقت فرسا من دوباره برگشتم . امیدوارم از این به بعد برای دوستان مفید فایده باشم . + نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387 2:35 بعد از ظهر توسط ساغر |
|